Skip to: Content | Sidebar | Footer

سرگشته ,Wayfarer ,Miriam Aghazade ,Maryam Aghazade, میریام , مریم

روزنامه پیک سنجش نوشته بشود دانشگاه هایی که اسمشان در جدول های بعدی نیست، از تاریخ ۱۰ تا ۱۳ برای ثبت نام باید بروند دانشگاه. باقی در تاریخ ذکر شده. ما هم تاریخ ذکر شده را نگاه کردیم دیدیم زده ۱۷٫ با خیالی راحت و فراغ بال سر بر بالین نهادیم.

صبح امروز از روی خوش شانسی محض ایرنا نیوز را که نگاه کردم دیدم زده ثبت نام اینترنتی از ۱۰ تا ۱۳٫ تمام مدارک را اسکن می کنید و از طریق اینترنتی می فرستید. برای ورود به صفحه ثبت نام هم دوباره شماره داوطلبی و شماره پرونده و شماره شناسنامه پدر بزرگ و . . . لازم بود.

شکر خداوندگار کریم هم که در این مملکت چیزی به اسم تکنولوژی وجود ندارد. ایمیل بزنی احتمالا پس فردای قیامت جوابت را می دهند، چیزی هم به اسم تلفن در هیچ کدام از سازمانهای مملکت موجود نیست. کاری خدای نکرده اگر پیش بیاید باید سوار قاطر بشوی و بروی ده بالایی، پله بالا و پایین کنی تا بفهمی جریان از چه خبر است.

ما هم قاطر را زین کردیم و اول رفتیم دانشگاه . . .

مسئول آموزش که انگار از صبح به جای نشستن زیر باد کولر و رسیدگی به کارهای دفتری که نمی دانم توی دانشگاه تعطیل چه کار دفتری هست، ساعت ۱ بعدازظهر طوری برخورد کرد که ده ساعت است زیر آفتاب آجر بالا می انداخته و من هم زیر سایه نشسته ام و حق پدرش را خورده ام. به زور با قلاب و میله و تلمبه ۵ کلمه از دهانش حرف کشیدم که بعله، ثبت نام اینترنتی که کردی دوباره ۱۷ میایی برای ثبت نام. شایدم ۱۶٫

«حالا از این هزارتا مدارک لازم که . . .»

« توی سایت نوشته دیگه . . . همونو نگاه کنین»

«خب آقای محترم اگر توی سایت واضح نوشته بود که من بلند نمی شدم بیام اینجا»

«همونایی که نوشته. شناسنامه و اینا . . .»

حالا خدا عالم است اگر ثبت نام قراره اینترنتی باشه، دوباره ۱۷ آمدنش چیه!

بعد هم دوباره بکوب برو سازمان سنجش. از هشت شماره سازمان ساعت دوازده شب هم زنگ بزنی همه خط ها اشغال است. یک مرتبه که یکی از کارکنان روابط عمومی گفت ما اصلا شماره های تهران رو جواب نمی دیم. فقط شهرستان.
من اگر می دونستم این تهرانی ها چه ظلمی در حق بشریت کردند که اینطور همه عالم و آدم دنبال حق کشی از اینها هستند خوب می شد. برای گرفتن یه شماره پرونده ناچیز، باید نصف تهران رو زیر پا بگذاری.

از هفت صد خان رستم دانشگاه، پانصد خانش برای کنکور و کلاس و ثبت نام و انتخاب رشته بود، یه هشتصد خانی هم گمانم برای ثبت نام توی خود دانشگاه باشد. خدا به خیر بگذراند و صبر به ما عطا فرماید.

۱۳ شهریور, ۱۳۸۷ | روزمره | میریام

در زنجان چه گذشت؟

امروز لینکی به دستم رسید با عنوان «در دانشگاه زنجان چه گذشت» و در ادامه نوشته شده بود تحصن دانشجویان در دانشگاه زنجان . . .

وقتی لینک را باز کردم، فیلمی را دیدم که گویا یکی از دانشجویان با موبایلش گرفته بود. فیلم با ورود چند پسر دانشجو به اتاق بزرگی شروع می­شود. فیلم تکان زیاد دارد و ابتدا متوجه نمی­شوی چه اتفاقی افتاده است. بعد صدای یکی از پسرها می­شنویم که می­گوید: «روسریت رو سرت کن و از این طرف برو بیرون. برو بیرون . . .» و دختر مانتو پوشی را می­بینیم که روسری در دست از اتاق فرار می­کند. فیلمبردار از سر در اتاق فیلم می­گیرد: “معاونت فرهنگی و دانشجویی”

مرد عینکی هم که در اتاق است دنبال دختر می­خواهد از اتاق خارج شود که پسرها او را می­گیرند: «بگیرش. نذار بره» و او را داخل اتاق هل می­دهند «کجا؟ ما تازه اومدیم». مرد که سعی می­کند طبیعی رفتار کند، کمی توی اتاق قدم می­زند و بعد پوشه قرمز رنگی برمی­دارد تا بیرون برود. اما پسرها همچنان دم در اتاق ایستاده­اند: «واستا. منتظریم حراست بیاد» و مرد به اعتراض می­گوید: «آقا خجالت بکش. این حرفا چیه. حراست برای چی؟»

:«حراست که فقط با ما کار نداره. با همه کار داره»

فیلم قطع می­شود. نمای بعدی جلوی در دانشگاه است و ماموران حراست گویا استاد مورد نظر را گرفته­اند. اما دعوا بر سر آزاد کردن اوست. یکی از دانشجویان خیلی عصبانی است: «به شما ربطی نداره تو دفترش چیکار می­کنه؟ من اینجا راه برم تو نمیای بگی اینجا چیکار می­کنی؟ نگفتی تا حالا؟ حالا چی شده یه دفعه ربطی نداره؟»

صدای مامور حراست زیاد مفهوم نیست. اما گویا می­خواهد از زیر بار دستگیر کردن استاد فرار کند. این­ها همان سه دانشجویی هستند که استاد را در اتاق گرفتند. یکی دیگرشان می­گوید: «شاکی داره آقا. به خدا دانشجوش گریه می کرد می­گفت می­ترسیدم چیزی بگم» و حراستی هم آن جمله معروف را می­گوید: «اینا همه­اش فیلمشونه. گیر که می­افتن . . .»

و فیلم به صحنه تحصن کات می­شود. جالب اینجاست که همه تحصن کنندگان پسران دانشجو هستند. (تمام متن بالا فقط مشاهدات من از فیلم هستند.  هیچ نکته ای خارج از فیلم اصلی اضافه نشده است)

این فیلم را که می­بینی، در کنار همه چیزهایی که طی تحصیل شنیده­ای، باعث می­شود خونت به جوش بیاید. کم نیستند این موارد. استادی که از موقعیتش سوءاستفاده و به دانشجوی دخترش تعرض می­کند. معمولاً هم اساتیدی هستند که درس را منحصراً ارائه می­کنند و اگر نمره ندهند باید درس را ببوسی و بگذاری کنار. دانشجویی که بخاطر ترس از آبرو یا اخراج شدن صدایش در نمی­آید. و یا اگر هم چیزی بگوید مثل مورد بالا جمله معروف را می­شنویم که: «لابد خودش یه کاری کرده که طرف این بلا رو سرش درآورده. اگه نمی­خواست که این همه دانشجو . . .» و قربانی، مقصر هم می­شود.

این درد از همه چیز بدتر است. اینکه ما وقتی با چنین موارد مواجه می­شویم، حتی تجاوز، باز هم می­گوییم «لابد دختره خودش یه ریختی بوده دیگه. . .» و مشکلات روانی و عقده­های شخصیتی مجرم را نادیده می­گیریم. «درست. یارو این کار رو کرده. ولی حتما تحریک شده» انگار که داریم درباره یک انسان سالم حرف می­زنیم که برای رفتارها و اعمالش احتیاج به انگیزه و محرک منطقی دارد. نه فرد بیمار و روانی که آنقدر از نظر اخلاقی دچار
انحطاط شده، به چنین حرکتی دست می­زند.

انگار نه انگار که قربانی ما موجودی است که با وجود تمام شعارها و روشنفکر بازی­ها توی این کشور، هنوز هم جنس دوم که هیچ، جنس سوم محسوب می­شود. که حتی اگر اعتراض هم بکند، حتی اگر فرشته هم باشد و همه هم معترف به بیگناهی و معصومیت او، باز هم ننگ این جریان دامن خودش را می­گیرد.

حرف­ها زیادند بر سر این موضوع. اگر بخواهیم بنویسیم مقاله که هیچ، یک کتاب هم کافی نیست. . .

http://youtube.com/watch?v=bSE1E-UZGoc

نقل قول از یکی از نظرات وبلاگ بامداد http://bamdadi.com/2008/06/15/stay-calm-lets-see-whats-going-on/

طی سه ماه گذشته دستکم دو نماینده مجلس هفتم، فرمانده نیروی انتظامی استان تهران، معاون سیاسی استانداری ‏قزوین به علت اقدامات مشابهی بازداشت شده اند

در فیلم منتشر شده مربوط به این مسئله، معاون دانشجویی دانشگاه زنجان در حالی که این دختر دانشجو بدون ‏روسری در دفترش حضور دارد، درحال پوشیدن پیراهن خود است.

اطلاعیه دفتر تحکیم وحدت : «در حالی که هر روز اخبار متعددی از محرومیت از تحصیل دانشجویان منتقد و عدم ارائه ‏کارنامه به آنها برای تحصیل در مقاطع بالاتر انتشار می یابد وهمچنین تشکلهای مستقل تعلیق یا منحل می شوند.
از ‏سوی دیگر کمبود امکانات رفاهی،  سو مدیریت مدیران و در نهایت سقوط اخلاقی برخی از حامیان دولت از جمله ‏برخی از مسئولین دانشگاه ها هر روز فاجعه می آفریند، و البته در این میان ذکر بیکاری، گرانی، فساد اداری و ‏سوء مدیریت گسترده در کشور در سایه حکومت مهرورزان نهم خود تکرار مکررات است.»‏
«این فرد در سال اخیر دختران دانشجوی ‏بسیاری را به دلیل پوشش نامناسب به کمیته انضباطی فراخوانده است.»‏
«چندی پیش در دانشگاه کرمانشاه مامور حراست با استفاده از حربه کمیته انضباطی به دختری ‏تعرض نمود و در دانشگاه سهند تبریز نیز اخباری دراین زمینه انتشار یافت.»
«عذرخواهی و استعفای وزیر علومی که قول داده بود پاسخگوی ‏اعمال روسای انتصابی اش باشد تنها یکی از درخواست های دانشجویان است»،  «برخورد با هتک ‏حرمت کنندگان و ریشه کن کردن تجاوز به دختران در محیط دانشگاه خواسته دیگری است که تا برآورده نشدن آن ‏از پای نمی نشینیم»

۲۹ خرداد, ۱۳۸۷ | سیاسی - اجتماعی, عمومی | میریام