Skip to: Content | Sidebar | Footer

سرگشته ,Wayfarer ,Miriam Aghazade ,Maryam Aghazade, میریام , مریم

یکبار دیگر

فقط می خواستم یکبار دیگر نگاهت را ببینم

فقط می خواستم یکبار دیگر

نامت را زمزمه کنم

زمانی که فراموشی ذهن را به رخوت می کشاند

و آنوقت در آن دورترین گوشه های خاطره به خاکت بسپارم

Just wanted a glimpse of you one more time

Just wanted to taste your name once again

When entwined limbs are sleek with sweat

In that one moment when oblivion descends on the mind

. . .And dark reality fades in the light of oneness

۱۷ مهر, ۱۳۸۸ | یادداشت | میریام

رویا

یک لحظه، فقط یک لحظه کافی است
تا عشق به فراموشی

و رویاها به خواب بگذرند

ـ و تو آن لحظه را خواب بودی

۱۳ آبان, ۱۳۸۷ | شعر | میریام