Skip to: Content | Sidebar | Footer

سرگشته ,Wayfarer ,Miriam Aghazade ,Maryam Aghazade, میریام , مریم

حبل المتین

ترس از ماندن

ترس از رفتن

ترس از رها ماندن در سرما

و گرمای اشکی که بر گونه می غلتد

ـ آویخته ایم بر حبل المتینی که سالهاست پوسیده و ریخته و بر باد رفته

با قلبهایی سرشار از تهی ایمان

سرد از عشق

و فریاد هل من ناصر ینصرنی اش

در سکوت خاموش صحرا

طنین انداخت

و آخرین وسوسه ای که در بهت درد خیانت زمزمه می کند:

ـ بیچاره چه می جویی خدایت را

در کوه طور خاموش شد و

در تپه های جلجتا بر صلیب آویخت

و در نهروان بر سر نیزه رفت

۷ دی, ۱۳۸۷ | شعر | میریام

سکوت یخزده


این سکوت یخزده در قلب به یادت میاورد
که هیچ کس قابل اعتماد نیست
حتی خودت
بیش از همه خودت
تو بیش از همه به خود خیانت می کنی . . .

۵ دی, ۱۳۸۴ | یادداشت | میریام