Skip to: Content | Sidebar | Footer

سرگشته ,Wayfarer ,Miriam Aghazade ,Maryam Aghazade, میریام , مریم

بچه ساعتی چند؟

جاهایی در تهران هست که بچه کرایه می‌دهند. از چند ماهه تا چند ساله. قیمت‌هایشان هم بسته به سن و سال و شرایطشان متفاوت است. بچه‌های چند ماهه روزی نه ده هزار تومان هستند. صبح یک حب تریاک می‌اندازند دهن بچه تا شب آرام بماند.

بچه‌های بزرگتر گران‌ترند. بیست و خورده‌ای برای یک روز.  البته سالم‌هایشان. بچه‌های معلول قیمتشان می‌رود بالاتر. برای همین خیلی مواقع پدر و مادرها دست و پای بچه را قطع می‌کنند تا ارزشش بالاتر برود. این‌ها را روزی پنجاه، شصت هزار تومان هم کرایه می‌کنند.

یک  مدل دیگرش بچه‌های فربه هستند. این‌ها رو خوب بهشان غذا می‌دهند تا سرحال باشند. بعد هم کرایه‌اشان می‌دهند به معتادهای پولدار. یک بچه فربه گروه خونی مثلا آ مثبت را می‌شود تا پانصد هزار تومان اجاره داد. جزئیات دقیقش را نفهمیدم که چطور استفاده می‌کنند از این‌ها. صدایم هم در نمی‌آمد بپرسم. گویا رگ دست بچه‌ را وصل می‌کنند به رگ خودشان و بعد مواد را تزریق می‌کنند به رگ بچه و مواد از آنجا وارد بدن می‌شود. ظاهراً این کار باعث می‌شود بیشتر نشئه بشوند و لذت بیشتری ببرند.

مدل‌های دیگری هم هستند که البته توی کار خرید و فروشند نه اجاره. نزول‌خوارهایی که جای بهره پول دختر/پسر بچه هم قبول می‌کنند برای آدمهایی که به مذاقشان بچه‌های نابالغ بیشتر خوش می‌آید. هفته پیش یکی از همین دختر بچه‌ها را از زیر دست ده دوازده تا افغانی نجات داده. با سیصد هزار تومان.

حرف می‌زد و هیچ‌کدام اشک‌هایمان را به روی خودمان نمی‌آوردیم.

پی‌نوشت: این‌ها شنیده‌های من از یکی از مددکارهاست. که با توجه به تجارب خودم تو این زمینه و موثق بودن منبع  تصمیم گرفتم بنویسمشون. و مدرک و سندی برای اثباتش نمی‌تونم ارائه بدم.

۱۴ آبان, ۱۳۸۹ | روزمره, سیاسی - اجتماعی | میریام

همه چی قدیمیش

من امروز واقعا حکمت این که از قدیم می­گفتن همه چی قدیمیش خوبه رو درک کردم.

بچه هم بچه های قدیم . . .

همسایه هم همسایه های قدیم

آدم هم آدمهای قدیم

و امروز به قول خودم: مواد هم مواد مخدرای قدیم!!!

تلویزیون گزارشی پخش کرد که البته من به اواسطش رسیدم و اسم این ماده مخدر جدید رو نشنیدم. ولی اونچه که دیدم کافی بود که روح از تنم بپره!

بعد از دیدن کرک و اکس و هزارتا کوفت و زهرماری که اسمش رو نشنیدم، فکر می کردم دیگه تقریبا همه چی رو دیدم. ولی صحنه ای که امروز تلویزیون پخش کرد کافی بود برای باقی عمر از زندگی سیر بشی!

پسری که حدود شش ماه این مواد رو مصرف کرده بود حدود ۱۵ کیلویی چاق شده بود، البته چاق که صورتش و شکمش باد کرده بودند. روی پوست شکمش ترک های بزرگی خورده بود که از بعضی ترک ها خون میامد. صورتش هم تاول زده بود.

البته این برنامه اصلش مال یک ماه پیش بود و امروز فقط گفت که بچه مردم توی بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم کرده. یعنی دقیقا بعد از هفت ماه مصرف مواد (که البته ۵ ماه مصرف بود و ۲ ماه در به دری)

بعد از اون داشت یک گزارش از مرکز ترک اعتیاد پخش می­کرد که اکثرشون معتاد هروئین و تریاک و اینجور مخدرهای خوب قدیمی بودند.

از این جهت می گم مواد هم مواد قدیمی، که ما شنیده بودیم بدترینشون هروئین است و هرکسی هروئینی بشود دیگر نمی­تواند ترک و کند و غیره و ذالک. اما افرادی را که می دیدیم ده، پانزده سال بود معتاد بودند و اگر هم هزار بلا به سرشان آمده بود باز حداقل زنده بودند. (حالا کار نداریم مرگ بهتر از این زندگیه و از این حرفا. مسئله اینجاست که یارو حداقل اگر واقعا سرش به سنگ می خورد می توانست یک خاکی توی سرش بکند)

تو اعتیادهای جدیدی دیگه مهلت ترک کردن هم نداری. دیگه نمی­تونی بری تریاک و سیگاری بکشی و بعد بگی جوونی کردم و اشتباه کردم و حالا ترک می کنم و زن می گیرم و آدم میشم.

فرصتش پیش نمی آد. حضرت عزرائیل جلدی میاد سراغت. دیگه اصلا وقت برای پشیمون شدن و به غلط کردن افتادن هم نداری.

ـ خداوند ما را از شر این پیشرفت ­های جدید حفظ کند!

۲۱ تیر, ۱۳۸۷ | یادداشت | میریام