خواب سفر
دیشب خواب عجیبی دیدم. کدوم خواب من عجیب نیست؟ تیکه تیکه بود. مثل اینکه صحنههای مختلفی از یه فیلم رو ببینی.
خواب دیدم راهی سفری هستم. فکر میکنم آفریقا بود. مطمئن نیستم. فرودگاه کوچیکی بود. ساختمان سیمانی فرودگاه یادم مونده و فروشگاهی که داشت. از فروشگاهش خرید هم کردم. یادم نمیاد چی خریدم.
سفر با هواپیما رو به خاطر نمیارم. بعدش توی یه چادر بودم. گرم و مرطوب بود. توی جنگل بودیم فکر کنم. توی یه دهکده. یادمه که موهام رو کوتاه کرده بودم. آدمهایی که بودن رو بخاطر نمیارم. ولی میدونم آدمهای دیگهای هم بودن. یادمه داشتم درباره پشهها غر میزدم.
بعد خواب یه آبشار رو دیدم. رودخونهای که به آبشار میرسید و پلی که از روش میگذشت. داشتم از روی پل رد میشدم. هوا مهآلود بود…
صحنه بعد یه هتل بود. یه هتل کوچیک. چوبی هم بود. یه بار کوچیک هم داشت. توی بار نشسته بودیم و من گفتم فقط آب میخورم. و داشتم به همراهم میگفتم باید کم کم برگردیم. جاهای دیگه مونده برای رفتن.
برگشتن با هواپیما رو اما یادم میاد. که وقتی از رو زمین بلند شد جنگل زیر پام بود. یادم هست که با خودم فکر میکردم تو منتظرم هستی وقتی که برسم…