دوم خرداد آنسال
هیچوقت دوم خرداد اون سال یادم نمیره. داشتیم از خانه مادربزرگ برمیگشتیم. من بودم و مامان و بابا. از جلوی یکی از حوزههای رأی رد میشدیم، نزدیکهای ساعت هشت شب بود و با این حال هنوز آدمای زیادی تو حوزه بودن، اونم کجا، یکی از مدرسههای سمت بریانک…
مامان یه مرتبه گفت «صبر کنین من برم رأی بدم». فک کنم اولین باری بود که بعد از انتخابات دوازده فروردین رأی میداد… بعد تعریف کرد که همیشه از خاتمی خوشش میاومده و به نظرش همیشه یه فرقی با «بقیشون» داشته…
شعار روی تراکت تبلیغاتی رو هم هنوز یادمه؛ سلام بر سه سید فاطمی، خمینی خامنه ای خاتمی.
و تیتر روزنامه همشهری… بیست و نه میلیون رأی.