<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سرگشته &#187; یادداشت</title>
	<atom:link href="http://miriaam.com/category/notes/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://miriaam.com</link>
	<description>جایی برای «او»ی در پس نقاب</description>
	<lastBuildDate>Wed, 04 Jan 2012 10:21:32 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1.4</generator>
		<item>
		<title>اندر فواید ادعیه</title>
		<link>http://miriaam.com/1390/08/useless-prayers/</link>
		<comments>http://miriaam.com/1390/08/useless-prayers/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 26 Oct 2011 08:26:48 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میریام</dc:creator>
				<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[دعا]]></category>
		<category><![CDATA[زمان]]></category>
		<category><![CDATA[سرنوشت]]></category>
		<category><![CDATA[قدرت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://miriaam.com/?p=854</guid>
		<description><![CDATA[خوب که فکرش رو بکنی می‌بینی دعا کردن تقریباً هیچوقت فایده نداره. تو هر موقعیتی دو حالت وجود داره: یا اتفاقی که بخوای می‌افته یا نمی‌افته. اگر بیفته که می‌گیم شانس بوده و استجاب دعا، اگر نیفته می‌گیم خیر و مصلحت. اما از کجا می‌شه فهمید دقیقا کدوم بوده؟ واقعیت اینجاست که هر اتفاقی باید [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">خوب که فکرش رو بکنی می‌بینی دعا کردن تقریباً هیچوقت فایده نداره. تو هر موقعیتی دو حالت وجود داره: یا اتفاقی که بخوای می‌افته یا نمی‌افته. اگر بیفته که می‌گیم شانس بوده و استجاب دعا، اگر نیفته می‌گیم خیر و مصلحت. اما از کجا می‌شه فهمید دقیقا کدوم بوده؟</p>
<p style="text-align: justify;">واقعیت اینجاست که هر اتفاقی باید می‌افته می‌افته و اگر هم قرار نباشه بیفته، نمی‌افته، هرچقدر هم که خودمون رو پاره کنیم. در حقیقت دعا بیشتر از یه نوع توهم قدرت و توانستن، یا توهم کنترل داشتن بر موقعیت، چیز دیگه‌ای نیست. چون عواملی که منجر به وقوع چیزی می‌شن خیلی قبل‌تر از اون که ما متوجهشون بشیم تأثیر خودشون رو می‌گذارن. و فقط وقتی متوجه فاجعه  می‌شیم که همه‌چیز به مرحله نهایی رسیده باشه.</p>
<p style="text-align: justify;">و هیچ دعایی هم نمی‌تونه زمان رو به عقب برگردونه.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://miriaam.com/1390/08/useless-prayers/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بقای X اصلح</title>
		<link>http://miriaam.com/1390/06/x-vs-y/</link>
		<comments>http://miriaam.com/1390/06/x-vs-y/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 18 Sep 2011 16:23:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میریام</dc:creator>
				<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[بقای اصلح]]></category>
		<category><![CDATA[زنده باد جنبش فمنیسم]]></category>
		<category><![CDATA[کروموزوم ایکس]]></category>
		<category><![CDATA[کروموزوم وای]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://miriaam.com/?p=846</guid>
		<description><![CDATA[میگن نسل‌ مردها بخاطر ضعیف شدن کروموزم Y در حال انقراضه. به هرحال این قانون طبیعت هست دیگه، بقای اصلح. نباید درش دخالت کرد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>میگن نسل‌ مردها بخاطر ضعیف شدن کروموزم Y در حال انقراضه. به هرحال این قانون طبیعت هست دیگه، بقای اصلح. نباید درش دخالت کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://miriaam.com/1390/06/x-vs-y/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در مدح جراحی پلاستیک</title>
		<link>http://miriaam.com/1390/06/praising-plastic-surgery/</link>
		<comments>http://miriaam.com/1390/06/praising-plastic-surgery/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 23 Aug 2011 08:14:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میریام</dc:creator>
				<category><![CDATA[یادداشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://miriaam.com/?p=838</guid>
		<description><![CDATA[یکی از چیزهایی که هیچوقت درک نکردم نگاه تحقیرآمیز به جراحی پلاستیک و افرادی هست که ازش استفاده می‌کنند، و احمقانه‌ترین استدلالی که شنیدم «هرچیزی طبیعی‌اش بهتره» و «جراحی پلاستیک دخالت در کار طبیعته». اگر هرچیزی طبیعی‌اش بهتر بود باید سال‌ها پیش نژاد بشر از کره زمین محو می‌شد چون بیماری هم یک مسئله طبیعی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">یکی از چیزهایی که هیچوقت درک نکردم نگاه تحقیرآمیز به جراحی پلاستیک و افرادی هست که ازش استفاده می‌کنند، و احمقانه‌ترین استدلالی که شنیدم «هرچیزی طبیعی‌اش بهتره» و «جراحی پلاستیک دخالت در کار طبیعته».</p>
<p style="text-align: justify;">اگر هرچیزی طبیعی‌اش بهتر بود باید سال‌ها پیش نژاد بشر از کره زمین محو می‌شد چون بیماری هم یک مسئله طبیعی هست و علم پزشکی دخالت در طبیعت. استفاده از تکنولوژی در زندگی روزمره هم به همین صورت.</p>
<p style="text-align: justify;">یا هستند افرادی که معتقدند فردی با زیبایی طبیعی از فردی که زیبایی‌اش زیر دست جراح خلق شده برتر و بهتره‌‍! جز این تفاوت که زیبایی طبیعی رو هرکسی ممکنه داشته باشه ولی همه از عهده مخارج جراحی پلاستیک بر نمی‌آن (البته اگر دکوربندی مجدد بطور سراسری و گسترده باشه و خرج زیادی داشته باشه) تفاوت دیگه‌ای بین این دو نمی‌بینم.</p>
<p style="text-align: justify;">زیبا بودن دستاورد شخصی نیست، طرف تلاشی براش نکرده که حالا بخاطرش امتیاز خاصی براش قائل باشیم و از دیگران برتر بدونیمش.</p>
<p style="text-align: justify;">اگر امکانش وجود داشته باشه که فردی بخواد به ایده‌آل خودش در زمینه زیبایی برسه و زندگیش رو طوری که دوست داره زندگی کنه، و هر روز از نگاه‌های دیگران زجر نکشه، چه اجازه‌ای داریم که بخواهیم درباره‌اش قضاوت کنیم یا به دیده تحقیر نگاهش کنیم؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://miriaam.com/1390/06/praising-plastic-surgery/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گذران آدم‌ها</title>
		<link>http://miriaam.com/1390/05/passing-people/</link>
		<comments>http://miriaam.com/1390/05/passing-people/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 08 Aug 2011 19:35:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میریام</dc:creator>
				<category><![CDATA[یادداشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://miriaam.com/?p=834</guid>
		<description><![CDATA[آدم‌ها فقط از زندگی هم می‌گذرند، گاهی اوقات آهسته، گاهی اوقات با قدم‌های بلندتر، اما همیشه. بعضی‌ها همان وقت که می‌گذرند فراموش شده‌اند، بعضی‌ها را می‌بینی مدت‌هاست جای پایشان هم محو شده و هنوز در خاطر مانده‌اند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>آدم‌ها فقط از زندگی هم می‌گذرند، گاهی اوقات آهسته، گاهی اوقات با قدم‌های بلندتر، اما همیشه.</p>
<p>بعضی‌ها همان وقت که می‌گذرند فراموش شده‌اند، بعضی‌ها را می‌بینی مدت‌هاست جای پایشان هم محو شده و هنوز در خاطر مانده‌اند.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://miriaam.com/1390/05/passing-people/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بازی از نو</title>
		<link>http://miriaam.com/1390/05/game/</link>
		<comments>http://miriaam.com/1390/05/game/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 31 Jul 2011 07:37:28 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میریام</dc:creator>
				<category><![CDATA[یادداشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://miriaam.com/?p=831</guid>
		<description><![CDATA[مهم نیست چقدر تجربه داشته باشی، مهم نیست چقدر دچارش شده باشی، ورطه‌ای هست که وقتی درونش می‌افتی مرحله رو صفر می‌کنن می‌گن از نو بازی کن.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>مهم نیست چقدر تجربه داشته باشی، مهم نیست چقدر دچارش شده باشی، ورطه‌ای هست که وقتی درونش می‌افتی مرحله رو صفر می‌کنن می‌گن از نو بازی کن.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://miriaam.com/1390/05/game/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مازوخیسم حاد</title>
		<link>http://miriaam.com/1390/04/masochism/</link>
		<comments>http://miriaam.com/1390/04/masochism/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 20 Jul 2011 20:01:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میریام</dc:creator>
				<category><![CDATA[یادداشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://miriaam.com/?p=827</guid>
		<description><![CDATA[یه وقتایی یه خاطره‌های تاریک و لعنتی هجوم میارن به آدم، که هرچقدر سعی می‌کنی هم نمی‌تونی از شرشون خلاص بشی. بعد که یادت افتاد تازه می‌شینی مرورشون می‌کنی. ورق به ورق. مازوخیسم که شاخ و دم نداره.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">یه وقتایی یه خاطره‌های تاریک و لعنتی هجوم میارن به آدم، که هرچقدر سعی می‌کنی هم نمی‌تونی از شرشون خلاص بشی. بعد که یادت افتاد تازه می‌شینی مرورشون می‌کنی. ورق به ورق. مازوخیسم که شاخ و دم نداره.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://miriaam.com/1390/04/masochism/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سردرگمی</title>
		<link>http://miriaam.com/1388/12/confusion/</link>
		<comments>http://miriaam.com/1388/12/confusion/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Mar 2010 17:39:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میریام</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://miriaam.com/?p=435</guid>
		<description><![CDATA[این روزها احساس بی‌فایدگی نمی‌کنم. آنقدر مشغله هست که وقت به این فکرها نمی‌رسد. اما یک جورهایی کلافه‌ام. سردرگمم. انگار باید چیزی را می‌دیده‌ام و ندیده‌ام، کاری را می‌کردم و انجام نداده‌ام. نمی‌دانم&#8230; لحظه‌های سکوت هی فکر می‌کنم به این که چه چیزی را جا انداخته‌ام طی راه. به پشت سرم نگاه می‌کنم و چیزی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">این روزها احساس بی‌فایدگی نمی‌کنم. آنقدر مشغله هست که وقت به این فکرها نمی‌رسد. اما یک جورهایی کلافه‌ام. سردرگمم. انگار باید چیزی را می‌دیده‌ام و ندیده‌ام، کاری را می‌کردم و انجام نداده‌ام. نمی‌دانم&#8230;</p>
<p style="text-align: justify;">لحظه‌های سکوت هی فکر می‌کنم به این که چه چیزی را جا انداخته‌ام طی راه. به پشت سرم نگاه می‌کنم و چیزی پیدا نمی‌کنم. مجبورم صبر کنم تا مثل همیشه زندگی سر وقتش یادم بیندازد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://miriaam.com/1388/12/confusion/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بدون عنوان</title>
		<link>http://miriaam.com/1388/12/titleless-2/</link>
		<comments>http://miriaam.com/1388/12/titleless-2/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 27 Feb 2010 17:38:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میریام</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[این روزها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://miriaam.com/?p=430</guid>
		<description><![CDATA[دوست داشتن، و دوست داشته شدن]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دوست داشتن، و دوست داشته شدن</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://miriaam.com/1388/12/titleless-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اعتماد</title>
		<link>http://miriaam.com/1388/11/trust/</link>
		<comments>http://miriaam.com/1388/11/trust/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Feb 2010 04:11:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میریام</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزمره]]></category>
		<category><![CDATA[یادداشت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://miriaam.com/?p=403</guid>
		<description><![CDATA[مواقعی میرسه که با وجود همه تجربه ها و شناختی که از آدمها و از زندگی داری باز هم در تصمیم و انتخاب راه درست در می مونی. اینجور مواقع باید به زندگی، به خدا، به سرنوشت، به هرچی که اسمش رو میذاری اعتماد کرد و قدم در راه گذاشت تا بالاخره مسیر درست رو [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">مواقعی میرسه که با وجود همه تجربه ها و شناختی که از آدمها و از زندگی داری باز هم در تصمیم و انتخاب راه درست در می مونی.</p>
<p>اینجور مواقع باید به زندگی، به خدا، به سرنوشت، به هرچی که اسمش رو میذاری اعتماد کرد و قدم در راه گذاشت تا بالاخره مسیر درست رو پیدا کرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://miriaam.com/1388/11/trust/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روزهای روشن</title>
		<link>http://miriaam.com/1388/11/bright-days/</link>
		<comments>http://miriaam.com/1388/11/bright-days/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 30 Jan 2010 18:00:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>میریام</dc:creator>
				<category><![CDATA[یادداشت]]></category>
		<category><![CDATA[تاریکی]]></category>
		<category><![CDATA[تحریریه]]></category>
		<category><![CDATA[جهانگردی]]></category>
		<category><![CDATA[خبرنگاری]]></category>
		<category><![CDATA[خستگی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://miriaam.com/?p=389</guid>
		<description><![CDATA[از بچگی به دو کار خیلی علاقه داشتم؛ جهانگردی و خبرنگاری. فکر می کردم خبرنگاری کار هیجان انگیز و پرخطری است و خبرنگارها آدمهای شجاع و از خودگذشته ای هستند که همیشه به دنبال حقیقت می گردند و در این راه بلاهای زیادی سرشان میاید. بعدها فهمیدم آنقدرها هم هیجان انگیز نیست و بیشترش توی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">از بچگی به دو کار خیلی علاقه داشتم؛ جهانگردی و خبرنگاری. فکر می کردم خبرنگاری کار هیجان انگیز و پرخطری است و خبرنگارها آدمهای شجاع و از خودگذشته ای هستند که همیشه به دنبال حقیقت می گردند و در این راه بلاهای زیادی سرشان میاید. بعدها فهمیدم آنقدرها هم هیجان انگیز نیست و بیشترش توی چاردیواری تحریریه اتفاق می افتد. یه سری آدمهای کسل کننده که بیشترشان سرشان توی گزارشها و صفحات زرد است.</p>
<p style="text-align: justify;">جز البته خبرنگارهای جنگی که خب باید توی خواب می دیدم خانواده محترم اجازه اش را بهم بدهند. بزرگتر که شدم علوم سیاسی هم به این علاقه ها اضافه شد که چون زمان ما، عهد شاه وزوزک و تیرکمون سنگی، دخترها را توی این رشته قبول نمی کردند علاقه هایم ناکام ماند.</p>
<p style="text-align: justify;">حالا این روزها هم شبه روزنامه نگار/خبرنگار شده ام هم در زمینه سیاست و روابط بین الملل کار می کنم هم جهان (البته فعلا فقط ایران) گردی می کنم و در این مانده ام که چطور گاهی زندگی ما را به سمتی می برد که می خواهیم، بدون اینکه متوجه شویم.</p>
<p style="text-align: justify;">شبهای سرد و سرشار از ناامیدی و خستگی و درماندگی فراوانی را باید پشت سر گذاشت، اما اگر از این جاده های تاریک و تنها به سلامت بگذری شاید آنسوتر دری باشد که به روزهای روشن باز شود.</p>
<p style="text-align: justify;">&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://miriaam.com/1388/11/bright-days/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

