Skip to: Content | Sidebar | Footer

سرگشته ,Wayfarer ,Miriam Aghazade ,Maryam Aghazade, میریام , مریم

سردرگمی

این روزها احساس بی‌فایدگی نمی‌کنم. آنقدر مشغله هست که وقت به این فکرها نمی‌رسد. اما یک جورهایی کلافه‌ام. سردرگمم. انگار باید چیزی را می‌دیده‌ام و ندیده‌ام، کاری را می‌کردم و انجام نداده‌ام. نمی‌دانم…

لحظه‌های سکوت هی فکر می‌کنم به این که چه چیزی را جا انداخته‌ام طی راه. به پشت سرم نگاه می‌کنم و چیزی پیدا نمی‌کنم. مجبورم صبر کنم تا مثل همیشه زندگی سر وقتش یادم بیندازد

۱۶ اسفند, ۱۳۸۸ | روزمره, یادداشت | میریام

بدون عنوان

دوست داشتن، و دوست داشته شدن

۸ اسفند, ۱۳۸۸ | روزمره, یادداشت | میریام

اعتماد

مواقعی میرسه که با وجود همه تجربه ها و شناختی که از آدمها و از زندگی داری باز هم در تصمیم و انتخاب راه درست در می مونی.

اینجور مواقع باید به زندگی، به خدا، به سرنوشت، به هرچی که اسمش رو میذاری اعتماد کرد و قدم در راه گذاشت تا بالاخره مسیر درست رو پیدا کرد.

۱۸ بهمن, ۱۳۸۸ | روزمره, یادداشت | میریام