درباره
حرف خاصی نیست. آدمی هستم مثل کرور کرور آدم دیگر. با همان دغدغه ها و نگرانی ها، آشفتگی ها و اندوه ها، لبخندها و امیدواری های گاه و بی گاه. در هوای تاریک همین شهر درندشت نفس می کشم که هر قدم، خاطره ای روی سنگفرش هایش رقم زده.
نظرات
پیام از میریام
در آبان ۱۱, ۱۳۸۸ ۱۱:۲۲ ق.ظ
تو شیرینی دادی مگه شیرینی می خوای؟ :د
پیام از روح الله
در آبان ۲, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۹ ب.ظ
مبارکه شیرینی یادت نره :دی