Skip to: Content | Sidebar | Footer

سرگشته ,Wayfarer ,Miriam Aghazade ,Maryam Aghazade, میریام , مریم

شنل قرمزی پسامدرن

شنل قرمزی و گرگ بدجنس عاشق هم بودند. مادربزرگ این میون مخالف رابطه اونها بود و هیچ رقمه هم کوتاه نمی‌اومد.

قرمزی و گرگ بدجنس هم با همدیگه دست به یکی کردن و  کلک مادربزرگ رو کندن.

جسدش رو هم با دقت تیکه تیکه و گوشه و کنار جنگل خاک کردن.

۱۵ مرداد, ۱۳۸۹ | روزمره | میریام




نظرات

پیام از پدرام
در مرداد ۱۵, ۱۳۸۹ ۱۰:۳۶ ق.ظ

کار درستی کردن :دی …
نباید دل جوانان رو شکوند :دی :) )

پیام از vivavida
در مرداد ۱۵, ۱۳۸۹ ۱:۲۶ ب.ظ

این پستا چیه می نویسی بد آموزی دارن ای بابا ای بابا :) ))))

پیام از قلم زن | نظم لق
در مرداد ۱۵, ۱۳۸۹ ۱۱:۴۰ ب.ظ

فکری‌ام که اون پدربزرگ بوده یا مادربزرگ؟!

پیام از میریام
در مرداد ۱۶, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۰ ب.ظ

ویدا خیلی هم خوبه :) ) پیشته

پیام از میریام
در مرداد ۱۶, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۱ ب.ظ

قلم مادربزرگ بوده :د

پیام از icarus
در خرداد ۱۳, ۱۳۹۰ ۱:۲۲ ق.ظ

نه افسانه که عین واقعیته
چه شنل قرمزی هایی که روزانه عاشق گرگهای بدجنس می شن و “مگنا ماتر” شونو تیکه تیکه می کنن و هر تیکه شو یه جای ” فارست آو سول ” دفن می کنن!

D :

پیام خود را بنویسید