وسوسه
بزرگ شدن رو خیلی ها، خیلی چیزها معنی کردند. به دوش کشیدن بار مسئولیت زندگی، پذیرفتن اشتباهات، فهمیدن اینکه خودت مسئول خوشبختی خودت هستی و …
برای من اما، شاید اون لحظه ای بود که جلوی آیینه نشسته بودم و حین شونه کردن موهام به اتفاق های اخیر فکر می کردم، به تصمیماتی که گرفتم و قدم هایی که برداشتم، و یک مرتبه متوجه شدم دوباره دارم پا توی مسیری می گذارم که گرچه وسوسه کننده و پر از ماجرا و فراز و نشیب و غیرقابل پیش بینی هست ـ یعنی دقیقاً چیزی که همیشه منِ تنوع طلبِ عاشق هیجان رو به خودش جلب می کرد ـ نه تنها انجامی نداره، بلکه طی کردنش هم تجربه جدیدی به اونچه تا بحال پشت سر گذاشتم و تجربه کردم اضافه نمی کنه.
و آگاهانه ازش برگشتم.
سخت ترین کاری بود که تا بحال انجام داده بودم؛ این مقاومت در برابر وسوسه چیدن سیب…