یکبار دیگر
فقط می خواستم یکبار دیگر نگاهت را ببینم
فقط می خواستم یکبار دیگر
نامت را زمزمه کنم
زمانی که فراموشی ذهن را به رخوت می کشاند
و آنوقت در آن دورترین گوشه های خاطره به خاکت بسپارم
Just wanted a glimpse of you one more time
Just wanted to taste your name once again
When entwined limbs are sleek with sweat
In that one moment when oblivion descends on the mind
. . .And dark reality fades in the light of oneness
نظرات
پیام از بهنام
در مهر ۱۸, ۱۳۸۸ ۱۲:۱۰ ق.ظ
مبارکه ، ایشالا تولد روزای خوب و خوشت هم باشه … خیلی بهتر از قبل …
پیام از میریام
در مهر ۱۸, ۱۳۸۸ ۸:۵۰ ق.ظ
ممنون
پیام از هومن معین
در مهر ۱۸, ۱۳۸۸ ۸:۲۱ ب.ظ
سلام…
تبریک میگم…امین خیلی قالب سبک و زیبایی شده…
موفق باشید.
پیام از میریام
در مهر ۱۹, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۵ ق.ظ
ممنون بچه ها
پیام از امین بیزی
در مهر ۱۸, ۱۳۸۸ ۱۲:۰۳ ق.ظ
وبلاگ و پوسته جدیدت مبارک میریام جان : )