Skip to: Content | Sidebar | Footer

سرگشته ,Wayfarer ,Miriam Aghazade ,Maryam Aghazade, میریام , مریم

یادم باشد

با دوست قدیمی که هیچگاه نه همدیگر را دیده ایم نه حتی نام هم را می دانستیم صحبت می کردم. چند سال است همدیگر را می شناسیم و شاید شبهای طولانی از خیلی چیزها با هم صحبت کردیم. چیزهایی را یادم انداخت که شاید مدتی بود خیلی بهشان فکر نکرده بودم.

اینکه یک بار، وقتی از دوران طولانی سکوت بیرون آمدم، به خودم گفتم هر وقت تمام کتابهای خوب دنیا را خواندم، هر وقت تمام جاهای دیدنی دنیا را دیدم، هر وقت تمام آهنگهای زیبای دنیا را گوش دادم، تا هر وقت کسی بود تا بتوانم با او صحبت کنم و از یادش لبخند بزنم، تا هر زمان توانستم تغییری حتی خیلی کوچک و بی اهمیت ایجاد کنم، تا آن وقت هنوز دلیلی برای زنده بودن، برای زنده ماندن، برای لذت بردن از زندگی وجود دارد.

۲۲ بهمن, ۱۳۸۷ | روزمره, یادداشت | میریام