Skip to: Content | Sidebar | Footer

سرگشته ,Wayfarer ,Miriam Aghazade ,Maryam Aghazade, میریام , مریم

تفأل


صنما! با غم عشق تو چه تدبیر
کنم؟

تا به کی در غم تو نالۀ شبگیر
کنم؟

با سَر زلف تو، مجموعِ پریشانی
خویش

کو مجالی که یکایک همه تقریر
کنم؟

آنچه در مدت هجر تو کشیدم،
هیهات!

در یکی نامه محال است که تقریر
کنم.

دل دیوانه از آن شد که نصیحت
شنود

مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر
کنم.

گر بدانم که وصال تو بدین دست
دهد

دین و دنیا همه دَر بازم و
توفیر کنم.

در آن زمان کآرزوی دیدن جانم
باشد

در نظرْ، نقش رخ خوب تو تصویر
کنم.

*

دور شو از بَرَم ای واعظ و
افسانه مگوی

من نه آنم که دگر گوش به تحذیر
کنم.

رند یکرنگم و با شاهد و می
همصحبت

نتوانم که دگر حیله و تزویر
کنم!

 

نیست امید صلاحی ز فسادِ حافظ

چون که تقدیر چنین رفت چه
تدبیر کنم؟

۲۰ تیر, ۱۳۸۷ | عمومی | میریام




پیام خود را بنویسید