کارشناسی ارشد
این
جمله را نمی دانم یک بار کجا شنیدم
God
plays in mysterious ways
منی
که پنج سال پیش اصلا دلم نمی خواست دانشگاه بروم پایم به الزهرایی باز شد که اولش
فکر می کردم بدترین دانشگاه ممکنه است و حالا می فهمم چه شانسی آوردم آنجا قبول
شدم!
بعدش
وقتی دوستان می گفتند در رشته خودت ادامه تحصیل بده، می گفتم فوق ادبیات انگلیسی
چیز جالبی برایم ندارد. تکرار همان چیزهایی است که یاد گرفته ایم منتها کمی مفصل
تر. شاید برای بعضی ها جالب باشد اما من ترجیح می دهم چیز جدیدی یاد بگیرم. و می
گفتم فقط رشته مطالعات فرهنگی می خواهم آنهم فقط تهران، دانشگاه سراسری (که به
قولی اگر نشد بگوییم انتظارات خیلی بالایی بود. خب معلوم است نمی شود)
اما
زندگی عجیب با ما بازی می کند . . .
گویا
قرار است بشود.
من
فوق قبول شدم. (از ابراز احساسات زیاده خودداری می کنیم؛ در شان ما نیست!!!!!)