عهد عتیق: کتابی برای خواندن
در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید. و زمین تهی و بایر بود و تاریکی بر روی لجه و روح خدا سطح آبها را فرا گرفت.
و خدا گفت: روشنایی بشود. و روشنایی شد. و خدا روشنایی را دید که نیکوست و خدا روشنایی را از تاریکی جدا ساخت. و روشنایی را روز نامید و تاریکی را شب نامید. و شام بود و صبح بود، روزی اول
کتاب پیدایش در عهد عتیق ماجرای آفریده شدن جهان و انسان را روایت می کند. ’خداوند آدم را از خاک زمین بسرشت و در بینی وی روح حیات دمید، و آدم نَفْس زنده شد‘ و سپس همدمی برایش قرار داد. ’نسا نامیده می شود چون از انسان گرفته شده است‘ از این سبب مرد پدر و مادر خویش را ترک کرده، با زن خود خواهد پیوست و یک تن خواهند بود.
عهد عتیق کتابی سرشار از تناقض هاست. گاهی اوقات داستان ها و ماجراهای آن نشان از خردی عمیق دارد و گاهی حتی خرافاتی ترین و سطحی ترین ذهن ها هم نمی توانند آنچه در آن نوشته شده است را بپذیرند.
برای مثال در کتاب پیدایش می خوانیم نوادگان نوح به دشتی رفتند و تصمیم گرفتند شهری بنا کنند و برجی بسازند که ’سرش به آسمان برسد، مبادا روی زمین پراکنده شویم‘. اما خداوند که تلاشهای آنها را می بیند می گوید ’همانا قوم یکی است و جمیع ایشان را یک زبان، و الان هیچ کاری که قصد آن بکنند از ایشان ممتنع نخواهد شد. پس نازل می شویم و زبان ایشان را مشوش می سازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند‘. پس خداوند که از قدرت و اتحاد انسان ها هراس دارد آنها را روی زمین پراکنده می کند!
و این تنها خدای عهد عتیق نیست که اینگونه رفتارها از او سر می زند. یعقوب حق نخست زادگی برادرش عیسو را به کاسه آشی از او می دزدد، لوط دختران باکره خود را در عوض مهمانش به مردان شهر می بخشد، داوود به بتشبع همسر فرماندهش نظر دارد و برای تصاحب او فرمانده را به میدان جنگ می فرستد و فرمان می دهد ’او را در مقدمه جنگ سخت بگذارید و از عقبش پس بروید تا زده شده، بمیرد‘. پس از کشته شدن اوریا داوود با بتشبع ازدواج می کند، سلیمان زنان بیشماری دارد و در اواخر عمر به پرستش خدایان همسرانش روی میاورد . . .
خدایی که درین صفحات به تصویر کشیده شده است خدایی کینه توز و خونخواه است که فرمان قتل عام تمامی کنعانیان را صادر می کند، به شاول می گوید ’عمالیق را شکست داده، بر ایشان شفقت مفرما بلکه مرد و زن و طفل و شیرخوار و گاو و گوسفند و . . . را بکش‘.
خدایی است که یعقوب با وی معامله می کند، کشتی می گیرد و بر زمینش می زند، و ابراهیم بر سر عذاب مردمان شهر لوط با او چانه می زند.
ـ ولیکن با تمامی این احوال، خواندن عهد عتیق برای اطلاع از طرز تفکر پیشینیان و درک کتابی که پایه گذار فرهنگ و رسوم جوامع بسیاری بوده است لازم است. می شود آن را با دید انتقادی خواند و جملات بسیاری را زیر سوال برد، اما من گمان می کنم باید بدون پیشداوری این کتاب را بدست گرفت، چرا که تعصب و کوته فکری در هر موردی باعث می شود آنچه را که باید نبینیم و درک نکنیم . .
پیام از شهاب
در خرداد ۱۰, ۱۳۸۷ ۵:۱۶ ق.ظ
سلام
خسته نباشید. جالب بود.
باشگاه مشت زنی آپ شد.
موفق باشید و در پناه حق