Skip to: Content | Sidebar | Footer

سرگشته ,Wayfarer ,Miriam Aghazade ,Maryam Aghazade, میریام , مریم


گر
عشق نبودی سخن عشق نبودی چندین سخن نغز
که گفتی که شنودی؟

ور
باد نبودی که سر زلف ربودی رخساره معشوق به
عاشق که نمودی؟

بدان
که اول چیزی که حق سبحانه و تعالی بیافرید گوهری بود تابناک، او را عقل نام کرد که
“اول ما خلق الله تعالی العقل” و این گوهر را سه صفت بخشید: یکی شناخت
حق و یکی شناخت خود و یکی شناخت آنکه نبود، پس ببود. از آن صفت که بشناخت حق تعالی
داشت حسن پدید آمد که آن را نیکویی خوانند، از آن صفت که بشناخت خود تعلق داشت عشق
پدید آمد که آن را ׳مهر׳ خوانند، و از آن صفت که نبود پس ببود حزن پدید آمد که
آنرا ׳اندوه׳ خوانند. و این هر سه که از یک چشمه سار پدید آمده اند و برادران
یکدیگرند . . .

 
.
. . ׳تا اکنون که نوبت یوسف در آمد نشان حسن پیش او می دادند. من و برادر کهین که
نامش حزن است روی بدان جانب نهادیم، چون بدانجان رسیدیم حسن پیش از آن شده بود که
ما دیدیم. ما را به خود راه نمی داد، چندانکه زاری بیش می کردیم استغناءاو از ما
زیادت می دیدیم.چون
دانستم که او را از ما فراغتی حاصل است هر یکی روی بطریقی نهادیم. حزن به کنعان
رفت و من راه مصر بر گرفتم׳.

زلیخا
چو این بشنید خانه بعشق پرداخت و عشق را گرامی تر از جان خود می داشت تا آنکه یوسف
به مصر افتاد. اهل مصر بر هم آمدند، خبر به زلیخا رسید، زلیخا این ماجرا به عشق
بگفت، عشق گریبان زلیخا گرفت و بتماشای یوسف رفتند. یوسف را بدید خواست که پیش
رود، پای دلش بسنگ حسرت در آمد، از دایره صبر بدر افتاد، زلیخا چون دست ملامت دراز
کرد و چادر عافیت بر خود بدرید و بیکبارگی سودایی شد.

ـ برگزیده
از کتاب فی الحقیقه عشق سهروردی.

همانطور
که از این گزیده بر میاید، کتاب به خلق عقل و سه ویژگی آن، حسن و حزن و مهر می
پردازد؛ که حسن چون یوسف دید در نزد او مقام کرد، حزن به کنعان به نزد یعقوب بشد و
عشق به مصر نزد زلیخا رفت.

نمی
شود توصیف و چکیده ای از کتاب ارائه داد. فقط می شود خواند و در نثر و اشعار زیبای
سهروردی خود را گم کرد.

چند
رساله کوچک سهروردی؛ عقل سرخ، آواز پر جبرئیل، فی الحقیقه عشق،. . . را مجددا
تجدید چاپ کرده اند و اکثر آنها را کتاب فروشی مولی دارد.

کتاب
هایی که با خواندشان می شود لحظاتی فراموش کرد . . .


۱۵ اردیبهشت, ۱۳۸۷ | عمومی | میریام




نظرات

پیام از اباصلت رضوانی
در اردیبهشت ۱۸, ۱۳۸۷ ۳:۴۶ ب.ظ

سلام
وبلاگ پرباری داری
پاینده باشی و سرفراز

پیام از لیلا
در اردیبهشت ۲۲, ۱۳۸۷ ۱۲:۱۲ ق.ظ

پیام خود را بنویسید