تنها گناه کبیره حقیقی
در
کودکی، پیله ابریشمی را روی درختی می یابد؛ درست هنگامی که پروانه خود را آماده می
کند تا از پیله خارج شود. کمی منتظر می ماند اما سرانجام چون خروج پروانه طول می
کشد، تصمیم می گیرد به این فرایند شتاب ببخشد. با حرارت دهانش پیله را گرم می کند
تا اینکه پروانه از پیله خارج می شود، اما بال هایش همچنان بسته اند و کمی بعد می
میرد.
“بلوغی
صبورانه با یاری خورشید لازم بود اما من انتظار کشیدن نمی دانستم. آن جنازه کوچک تا
به امروز یکی از سنگین ترین بار ها روی وجدانم بوده است، اما همین جنازه باعث شد
که بفهمم تنها یک گناه کبیره حقیقی وجود دارد؛ تسریع کردن قوانین بزرگ کیهان.
بردباری لازم است، نیز انتظار زمان موعود را کشیدن و با اعتماد راهی را دنبال کردن
که خداوند برای زندگی ما برگزیده است” (نیکوس کازنتزاکیس*)
ـ
بر وجدان کدامین ما سنگینی چنین باری سایه نیفکنده است؟
* همشهری جوان
نظرات
پیام از محمد
در فروردین ۲۹, ۱۳۸۷ ۲:۴۶ ب.ظ
کاش لحظه ای
و تنها لحظه ای
روح فقیر من می دانست
که چه میخواهد از این دنیای پر پیچ و خم
تا رویاهایم را با تمامی عظمتش
پُلی سازد برای رسیدن به اعماق وجودم
خوشحال میشم به ما هم سری بزنی
منتظر حضورت هستم
پیام از مهساجووون
در فروردین ۲۹, ۱۳۸۷ ۲:۴۷ ب.ظ
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***____من آپم____________***
_***______مشتاق نیم نگاهی_***
__***_______هرچند گذرا____***
___***_________________***
____***______________ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***
______________*
پیام از مهدی
در فروردین ۲۹, ۱۳۸۷ ۵:۳۷ ب.ظ
…
واقعا ها
…
کاش تجربه کردن را بهانه ای برای آزمودن دوباره ی قوانین بزرگ کیهان نمی کردیم…
ما را هم بر جماعت سنگین دوشان اضافه کنید…
پیام از لیدی زی
در اردیبهشت ۵, ۱۳۸۷ ۱:۳۵ ب.ظ
حقیقت گناهی که بزرگ به نظر می رسد چگونه کشف خواهد شد؟با تجربه کردن ان؟ و شکستن انچه که ان را قانون می نامیم صرفا چون به ذائقه خیلیها خوش نمی اید کناه به حساب می اید؟
پیام از خودم
در اردیبهشت ۶, ۱۳۸۷ ۱۲:۲۶ ب.ظ
این قانون عرف نیست، سنت نیست که ذائقه مردم در آن دخیل باشد. چیزی برتر از تمام این هاست. خود زندگی است. کسی نمی گوید شتاب کردن و نادیده گرفتن قوانین زندگی چون به ذائقه مردم خوش نمی آید اشتباه است. چون تاثیر منفی روی زندگی دارد اشتباه است. کلمه گناه اینجا به معنای گناه در مذهب یا عرف و اجتماع نیست. گناه اینجا به معنای باری است که روی ذهن و وجدان سنگینی می کند. چیزی نیست که دیگران به ما تحمیل کرده باشند . . . حس درونی است از اشتباهی که مرتکب شده ایم.
پیام از لیدی زی
در اردیبهشت ۷, ۱۳۸۷ ۱:۰۱ ق.ظ
گناه با همان ابعاد که توصیف کردی و قانون هم دقیقا به همان سنگینی.. چرا فکر می کنی “ذائقه خیلیها” مساویست با “ذائقه مردم”؟ در لحظه پرسش ان سوالها حتی برای لحظه ای تحمیل اجتماع ..مردم و قوانین قراردادی عرف و غیره به ذهنم خطور نکرد. بگذار زندگی را با همان عظمتی که مد نظر توست مورد سوال قرار دهیم. چرا باید چیزی بر ذهن فشار وارد کند؟ تاثیر منفی یعنی تاثیری که مخالف جریان زندگی است؟ و اگر پاسخ مثبت است چراباید در کسی حس اشتباه کردن ایجاد بکند… ایا فقط به این دلیل که بر خلاف مسیری است که همه کائنات در ان در حرکتند؟
پیام از مریم
در فروردین ۲۹, ۱۳۸۷ ۲:۴۳ ب.ظ
سلام



زیبا می نویسی!
موفق باشی عزیزم
منتظرتم
راستی اگه دوست داشتی لینک من و هم بذار