تولد
اون روزی تولدش بود
ما هم مثل همیشه شال و کلاه کردیم رفتیم دیدنش.
گرچه این بار پیدا کردن آدرسش خیلی سخت بود.
مثل همیشه براش گل مریم و شکلات هایی که دوست داره هم گرفتیم.
خیلی تولد آرومی بود. جات خالی
کنارش نشستیم. شکلات ها رو خوردیم و با خاطراتمون خندیدیم.
اونقدر خندیدیم که چشمامون اشک آلود شد.
ـ وسط هفته ای بهشت زهرا خیلی خلوت و ساکت بود
نظرات
پیام از پیمان
در دی ۲۶, ۱۳۸۶ ۳:۱۶ ق.ظ
که بخواد منظورتو بفهمه!
پیام از از عسلویه
در دی ۲۶, ۱۳۸۶ ۱:۲۱ ق.ظ
سلام گرم ما را از عسلویه بهشت زمسان ایران پذیرا باشید..
اگر به محفل جوانان دلگرم عسلویه (پایتخت تمدن اقتصادی ایران) سپاسگذار خواهیم بود.
با مطاالب:بهشت ایران زمین در زمستان
منتظر نقد و اندیشه و همکاری شما هستیم…
به روزیم شما بهروز باشید..