Skip to: Content | Sidebar | Footer

سرگشته ,Wayfarer ,Miriam Aghazade ,Maryam Aghazade, میریام , مریم

دستانم . . .


دستانم خالی‌ست

دستانم از دستانت خالی ست

و نوازش کلمات

بر آشفتگی روح

ـ تا مرز جنون ـ

می خواهم دل به راه بزنم

تا مرز نرسیدن

و خود ـ َم ـ را گم کنم

در نیمه خالی . . .

می خواهم فریاد بزنم

که از این همه هیاهو

دلخسته ام

از این همه آمد ـ َن ها و رفت ـ َن ها و

کلمات تلخی که نوشته بودی

وقتی که نبودم

ـ دلم برای دستانت تنگ است

۲۴ آذر, ۱۳۸۶ | عمومی | میریام

بی تابی

می سوزم

همه وجودم می سوزد

 

نمی دانم این آتش از روح است

یا تیرگی نگاهی در سایه روشن شب . . .

 

هنوز بوی تنت بر دستانم سنگینی می کند

ـ دستهایم را امشب در آغوش خواهم کشید شاید که تاریکی رویاهایم امشب از نگاه تو باشد ـ

 

و این حس بی تابی و

درد گنگی که در قلب می پیچد

 


 

 

۱۲ آذر, ۱۳۸۶ | عمومی | میریام