جستجو
می گردم.
سالهاست که می گردم . . .
در رویاها،
در سایه ها، در تاریکی و در اندوهی که بر قلب سنگینی می کند
در آرزوهای
خسته و
تن های عرق
آلود
و بوی شهوت
ـ به دنبال
تو
کوله بارم را
دیگر زمین گذاشته ام
جایی در پیچ
جاده
که مدتهاست
از نگاهم گم شده است
گمانم تو را
هم جایی
در پیچ جاده
ها گم کردم
زمانی که
سنگینی رویاها نگاهم را از آسمان دور کرده بود
می گردم. سال
هاست که می گردم
و کسی در
سایه ها گفت
ـ این کابوس
نومیدی را پایانی است