بازگشت استاد
امروز رفتم رئیس را دیدم. و می تونم به جرات بگم بعد از مدت ها از دیدن فیلم کیمیایی لذت بردم ـ نه اینکه حکم فیلم بدی بوده باشه یا سربازهای جمعه ـ ولی رئیس یک چیز دیگه بود. دوباره برمی گشتی به سالهای قبل و کیمیایی استاد و همان حس و حال . . .
و دیالوگ های فیلم بعضی جاها واقعا شنیدنی بود. طوری که وسط فیلم کاغذ و خودکار به دست یادداشت می کردم.
و در آخر فیلم هم تماشاگرها با لذت ایستادند و دست زدند.
بعضی از دیالوگ های فیلم:
ـ زن آدم با عشق آدم فرق داره . . . عشق ناموس نمیشه!
ـ فقط حافظه ام یاری می کرد که لحظات با تو بشه باقی عمرم
ـ اگه اینجاییم و سلامت فقط دولتی چشاته
ـ ما آدمهای تنها هیچ وقت سر وقت نمی رسیم
ـ یاد گرفتم هم قدمی و هم نفسی و هم ترازی رو دیگه نشناسم
من که لذت بردم. امیدوارم شما هم برید و ببینید و لذت ببرید.
نظرات
پیام از مهدی
در تیر ۱۲, ۱۳۸۶ ۱:۴۶ ب.ظ
وای!
دلم هوس کرد…
ممنون!
پیام از سکوت یخزده
در تیر ۱۲, ۱۳۸۶ ۷:۲۷ ب.ظ
سلام غایب جان
نه که آخه شما تک خوری نمی کنین. هفته پیش خدا بیامرز عمه ام بود رفت روز سوم رو دید دیگه . . . آخه بابا رطب خورده کی کند منع رطب
تازه این یکی ته تک خوری بود چون با ز رفتم دیدم 
آره حاج مهدی. حتما برو ببین. خوشت میاد
پیام از غایب الحال
در تیر ۱۱, ۱۳۸۶ ۱۲:۲۷ ق.ظ
خوش باشید … تک خوری …. تا کی ؟؟؟