Skip to: Content | Sidebar | Footer

سرگشته ,Wayfarer ,Miriam Aghazade ,Maryam Aghazade, میریام , مریم

چرا دوست داریم احساس گناه کنیم؟
چرا وقتی آنچه اتفاق افتاده همانی است که می خواستیم باز هم احساس گناه می کنیم؟ چون به آنچه می خواسته ایم رسیده ایم ـ و می خواهیم خود را فریب دهیم که نمی خواسته ایم؟ ـ یا اینکه می دانیم خواسته امان رنج دیگری را در بر داشته؟ یا اینکه برای رسیدن چه چیزهایی را زیر پا گذاشته ایم؟

ـ شاید هم به سادگی فقط از رنج کشیدن و ناراحت بودن لذت می بریم؟ مثل بیماری که می داند اگر زخمش را دستکاری نکند خوب می شود اما لذت بیمارگونه ای که این کار به او می دهد باعث می شود به کارش ادامه دهد. ما هم مثل آن بیمار زمانی که همه چیز بخوبی پیش می رود دوست داریم سر زخمهایی را باز کنیم که مدت هاست خوب شده اند.

کاش می شد درها را بست و باز یکپارچه شد!

۲۰ خرداد, ۱۳۸۶ | عمومی | میریام




نظرات

پیام از azadeh
در خرداد ۲۰, ۱۳۸۶ ۷:۲۱ ب.ظ

salam.khubi azizam..kheyli bahali..ta hala koja budam weblogeto nadide budam…bebin be manam sar bezan.khassi khsohhal misham tabadole ,link konim…nazaram bedia…ghorbunet BYE

پیام از حب
در خرداد ۲۰, ۱۳۸۶ ۷:۲۸ ب.ظ

دوست عزیزو هم زبان، بیا تا در راه وحدت قلوب گامی برداریم.در وب خود منتظر نظر شما میمانم

پیام از منتظر
در خرداد ۲۱, ۱۳۸۶ ۱:۴۷ ق.ظ

Ok. Sure
From: Miriam 17:01 10-JUN-07
<‌BR><BR>
—————————————————————
کاش می شد درها را بست و باز یکپارچه شد!
نوشته شده در یکشنبه ۲۰ خرداد۱۳۸۶ساعت ۱۹:۱۲

پیام از زهرا
در خرداد ۲۱, ۱۳۸۶ ۴:۲۴ ب.ظ

ای کاش همه ی بیماریها با دارو خوب میشدن…
ای کاش همه ی دردا از این سنخ بودن.

پیام از مهدی
در خرداد ۲۲, ۱۳۸۶ ۹:۵۶ ب.ظ

نگاه کن اصلا ما با درد و رنج زاده شدیم این صحبت ون گاه تمام ادیان نسبت به انسان است … تا رنج نباشد شیرینی و لذت پیروزی معنا ندارد … گناه هم نوعی رنجی است که ما انسانها در ذهن خودمان ساخته ایم …

راستی لینک هیچستان رو عوض کن و با تغییر ادرس وبلاگ جدید منو ثبت کن به نام رسم روزگار … ممنون میشم

پیام از سارا
در خرداد ۲۴, ۱۳۸۶ ۱:۲۵ ب.ظ

خوب احساس گناه گاهی بخاطر نداشتن اعتماد بنفس.. وگرنه کسی که اعتماد بنفس داشته باشه نسبت به کاری که میکنه ایمان داره…

پیام از آرزو
در خرداد ۲۵, ۱۳۸۶ ۲:۴۸ ب.ظ

مااصولا مجبوریم
رنجوریم
ناجوریم

پیام از نگین
در خرداد ۲۵, ۱۳۸۶ ۲:۵۹ ب.ظ

سلام دوست عزیز وبلاگ جالبی داری

خوشحال میشم تبادل لینک کنیم

پیام از آقای دیوانه
در خرداد ۲۸, ۱۳۸۶ ۱۲:۰۱ ب.ظ

این بالایی رو! حالم زا آدم هایی که میان و میگن وبلاگک قشنگی داری و لینکت رو بزارم به هم میخوره!….بگذریم! می دونی؟ نوشتن واسه سبک شدنه…اگر اینجا غمکده شده به خاطر اینه که تو غم داری…البته اگر اینا حرف دلت باشه!
در هر صورت خوشحال میشم بازم بخونمت!

پیام از خودم
در خرداد ۲۸, ۱۳۸۶ ۷:۳۳ ب.ظ

اره . . . نوشتن برا سبک شدنه.
شایدم من از اینکه گاهی اوقات روحم اینقدر زنگ می زنه خسته شدم . . .
ممنون که سر زدی

پیام خود را بنویسید