Skip to: Content | Sidebar | Footer

سرگشته ,Wayfarer ,Miriam Aghazade ,Maryam Aghazade, میریام , مریم

افکار ممنوعه

 

دفترچه کوچکی دارم که پناهگاه افکار خاموش من است. افکاری که حتی از خود پنهانشان می دارم. در آن دورها، در پس پستوهای تاریک ذهن جایی هست برای افکار ممنوعه . . . .
زمانی که خاموشی بدل به فریادی می شود گوشخراش، همه اشان را به سفیدی ورقی می سپارم و معصومیت خدشه دار شده اش را در گوشه ای دفن می کنم و . . .

ـ این روزها خبر زیاد است. ما خود را به خواب زده ایم تا رخوت لحظه هایمان پریشان نشود.

۳ دی, ۱۳۸۵ | عمومی | میریام




نظرات

پیام از هیچستان
در دی ۳, ۱۳۸۵ ۱:۴۳ ب.ظ

جانا حرف دل ما رو گفتی ………………….!!!!!!!!

پیام از محمد الیاس
در دی ۴, ۱۳۸۵ ۲:۱۵ ق.ظ

آری خبر زیاد است ولی چه چیز ارزش خبری دارد جز مرگ؟ و خواب چیز خوبی است

پیام از لیلا
در دی ۴, ۱۳۸۵ ۴:۴۹ ب.ظ

سلام میریام
منم از اون دفترها دارم ولی تو دلم چون آدمهای فضول دوروبرم زیادن وگاهی هم خودم رو مثل خیلی ها به اون راه میزنم تا …
عزیزم توربه یه بازی دعوت کردم میتونی از شرایطش توی وبلاگم مطلع بشی جالبه شاید باعث تنوع بشه
میبوسمت عزیزم

پیام از sara
در دی ۹, ۱۳۸۵ ۱۱:۴۳ ب.ظ

اون دفتره که گفتی امن ترین جایی دنیاست. هر چند که ورق هاش سفید باشه

پیام از مهدی
در دی ۱۲, ۱۳۸۵ ۷:۰۹ ق.ظ

سلام…
چه عجب…
ای بابا اختیار دارین… سنگینی از خودتونه
خوش اودی دو باره… من امتحانام از ۲۶ ام شروع میشه…
مممم فک کنم بایس برم غیبت و اینا
خوشحال شدم اومدی دوباره…
هم اینجا و هم اونجا

پیام از دلتنگ
در دی ۱۲, ۱۳۸۵ ۱۲:۰۸ ب.ظ

وب زیبایی داری
منم برای آخرین بار آپ کردم و منتظرم
بای

پیام از مهدی
در دی ۱۷, ۱۳۸۵ ۳:۳۱ ب.ظ

چه جالب…
من هم این پناهگاه خودم رو خیلی دوس دارم… یه پناهگاه ممنوعه! یه هفت ساله!

میگما یه سوال!…
وقتی می نویسی حس بهتری بهت دست میده؟! یا وقتی اونایی که نوشتی می خونی؟!…

پیام از صادق
در بهمن ۱۲, ۱۳۸۵ ۱۰:۲۲ ب.ظ

Hi there
Just learned about your weblog while surfing in the villagehub. It is of much interest to me to find some bare thoughts and feelings up here. I am a student and have some interests in literature. Silence is my voice, and past memories my treasure. Have been suffering from those pregnant silences for long, yet I do enjoy the burden. Give a cursory look at my blog, may you find sth to share. Much luck with bolgging persuit.

پیام از سیندخت
در اسفند ۳, ۱۳۸۵ ۶:۲۸ ب.ظ

این روزها خبر زیاد است. ما خود را به خواب زده ایم تا رخوت لحظه هایمان پریشان نشود
زیبا بود!

پیام از حامد شکوری
در فروردین ۸, ۱۳۸۶ ۱۲:۳۱ ق.ظ

آخرین خبر همین حضور تو !

پیام از میلاد
در اردیبهشت ۳, ۱۳۸۶ ۱۱:۰۶ ب.ظ

سلام میریام مگه انجا بشه پیدات کرد راستی بدون که کوهها با نخستین سنگها اغاز میشوند و انسان با نخستین درد
قربانت میلاد

پیام خود را بنویسید