می نویسم
می نویسم بر باد
می نویسم بر خاک
امشب عجیب دلتنگ یک حسم . . . دلتنگ یک شوق . . . امشب عجیب دلم می خواست دوباره آن لحظه تلخ و شیرین را تجربه کنم، که قلبت انگار یکی در میان می زند و تمنای چیزی را دارد . . .
امشب گمانم تب دارم. اینها همه تاثیرات این شب گرم و مرطوب است که انگار تو را در خود حل می کند
فردا بهتر خواهم شد.
قول می دهم.
