سیب
همه مشکلات هستی از یک سیب شروع شد و چندین برگ.
اینها همه حرف است که دانستن بهتر از ندانستن است. که آدم بهتر است بداند و بمیرد تا آنکه زنده باشد و در جهالت به سر برد. که رنج دانا به از خوشی نادان است. . .
این ها همه حرف است.
کدام ما دلمان نمی خواهد شبی این سیب را تف کنیم تا خوابمان سبک باشد و روشن؟
نظرات
پیام از هیچستان
در تیر ۲۱, ۱۳۸۵ ۲:۰۵ ب.ظ
از قدیم ندیما میگفتن دانایی قدرت میاره . ولی در این دوره زمونه ، در این مملکت کوفتی ، با این مردم [....] قدرت نمیاره که هیچ خفت و اعصاب خورد شده هم میاره و لی چاره چیه برای این که اصل کاری ( خدا) هم چشم ماشو بسته و خوابیده ظاهرا به ما کاری نداره خوب بد نیست بعضی از موقع ها ما هم چشمامون ببندیم و فکر زندگی شخصی خودمون باشیم ومهم نیست که در این دنیا کی داره سره کی رو کلاه میذاره مهم اینکه ما فکر خود باشیم ( یعنی خودخواه بودن ) و بعضی وقتها برای رسوا نشدن هم رنگ جماعت بشیم و دانایی مان را را هم مثل عشق و خدا در پستوی خانه مان پنهان کنیم . به قول ملک الشعرای بهار : باید بچشد عذاب تنهایی را / فردی که زعصر خود فراتر باشد …. ولی رنج تنهایی به خاطر دانایی لذتی داره که درخوشی های زود گذر نادانی یافت نمی شود .
……….برای خوردن یک سیب چقدر تنها ماندیم …….
پیام از سارا
در تیر ۲۱, ۱۳۸۵ ۱:۵۳ ق.ظ
فرقی نداره ندونی و نبینی… غصه ات میگیره وقتی میدونی ومی بینی!