دلتنگی
دلتنگی
این دلتنگی از جنس دیگری است. دلتنگی حضوری است که همواره بوده است و حال از آن محروم شده ای. . . مثل ماهی هستم که از دریا بیرونش بکشند و توی لیوانی روبروی دریا بگذارندش
نظرات
پیام از یک عمرانی
در اردیبهشت ۱۰, ۱۳۸۵ ۱۲:۵۰ ق.ظ
سلام…
حس دلتنگی…
نمی دونم بگم خوبه…بده…
یه حسه…یه حس که…
پیام از مهدی
در اردیبهشت ۸, ۱۳۸۵ ۱۲:۰۶ ب.ظ
سلام
وای!
..من نگویم مر از قفس آراد کنید..
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید…
چه ربطی داشت؟! آهان! اینکه…خب….مم همیشه همینجوری بوده…. همه ی ماهی ها تو دریا نیست جاشون!
فقط یه چیزی!
تو لیوان بودن دردناک تره؟ یا جلوی دریا تو لیوان بودن؟!
چی کار میشه کرد؟!
اینور رو هم میشه نگاه کرد… به خیلی از ماهی های دیگه…
اونایی که تو دریا مشکلات زیادی دارن…
اونایی که…
بهرحال…
چی بگم خب؟! هیچی نمیشه گفت دیگه!