Skip to: Content | Sidebar | Footer

سرگشته ,Wayfarer ,Miriam Aghazade ,Maryam Aghazade, میریام , مریم

بیگانه

 

 

تنم بوی خستگی می داد، برای پاهایم سنگین بود. برای یک لحظه دلم خواست زودتر برسم، گوشه اتاقم بنشینم، در سکوت چشمهایم را ببندم و فراموش کنم. 

از ماشین که پیاده شدم، باد سرد شب توی صورتم زد. و یک لحظه انگار دیوانه شدم. یک لحظه انگار فقط من بودم و شب و سکوت و فراموشی. نه خستگی بود، نه دردی و نه شیون گذشته ای. سرم را که بالا گرفتم آسمان سیاه سیاه بود، تهی . . .

 

ـ چیزی در آن اعماق تاریک و دور و سرد جوشید، سوزاند، راهش را گشود و سرباز کرد.

 

به خودم که آمدم نزدیک های خانه بودم. طوفان گذشته بود. ایستادم. به تصویر درون آینه در نگاه کردم. بیگانه ای بهم خیره شده بود.

 

 

۱۷ اسفند, ۱۳۸۴ | عمومی | میریام

شناخت

 

 

قبل ترها دوست داشت آدمها را بشناسد. نگاهشان می کرد. بهشان نزدیک می شد و چون کودکی در برابر اسباب بازی جدید، مجذوب تنوعشان می شد. بازیگوشانه تکه ها را کنار هم می گذاشت تا این پازل بی انتها را تکمیل کند. تغییرشان می داد. پا به پایشان می رفت تا ببیند.

 

ـ دوران کودکی به سر میاید . . .

 

دیگر سعی نمی کند آدمها را بشناسد. نگاهشان می کند و به شور و خروششان خیره می شود، بازیهاشان را نظاره می کند و سعی می کند نفهمد چه می خواهند بگویند. چون  نزدیک می آیند رو می گرداند.

 

ـ نگاهشان که می کنم طرحی گنگ و مبهم جلوی چشمانم شکل می گیرد دود مانند. برخی از آدمها از پس این هاله مه جلوتر می آیند و شفافتر می شوند، برخی دورتر می شوند و محو. اما هرگز هیچ کدام شکل منسجم و پایداری به خود نمی گیرند.

 

دیگر سعی نمی کند آدمها را بشناسد. قلم و کاغذش را دور انداخته است. وقتی شناختی نباشد قضاوتی در کار نیست، و وقتی قضاوت نکنی انتظاری بوجود نمی آید. انتظاری نیست، درد و رنجشی دیگر نیست، شگفتی و حیرتزدگی هم دیگر نیست.

 

ـ “. . .شناخت شکل بردار نیست. چون شناخت مثل باد است. ساکن نیست. درست مانند باد که نمی شود به چنگش آورد، که ساکن نیست. وزش کلمات . . .کریستین بوبن”

 

 

 

 

۱۲ اسفند, ۱۳۸۴ | عمومی | میریام

خوشبختی

 


به هنگام خنده گریستم

و چون گریستم بر لبم خنده یافتم

 

من خوشبختی خویش را میان این خنده گریه ها باز جستم

که از پس از هر اندوه شادی باشد

و در دل هر شادی طعم تلخ اندوهی . . .

 

۸ اسفند, ۱۳۸۴ | عمومی | میریام