کفر
چرا؟
کفر گفته شد.
شیاطین از آسمان فرو نیامدند. کوه ها متلاشی نشدند. آتش نبارید. زمین دهان نگشود تا مرا ببلعد.
همه چیز درست مانند لحظاتی قبل ساکن و آرام و ساکت بود.
لحظه ای ایستادم و به اطرافم خیره شدم. جهان هنوز همانگونه بود که بود.
نه تغییری
نه تحولی
و نه پاسخی . . .
- من هنوز زنده بودم
نظرات
پیام از مهدی _ علاقبند
در بهمن ۳۰, ۱۳۸۴ ۸:۰۴ ب.ظ
قرار نیست با هر کفر گویی ما دنیا تغییری بکند اگر این بود هیچ سنگی روی سنگی باقی نمی موند . بلکه دنیا تغیر نکرده آنکه تغییر کرده ما هستیم و دنیا به خیره می شود و نگاه می کند که …………..!!!!!!!!
پیام از رضا
در بهمن ۳۰, ۱۳۸۴ ۸:۱۰ ب.ظ
اما افتاد. شاید تنها شدیم. شاید آزاد. شاید …. اما یه چیزی شد. مطمئنم.
پیام از کاکتوس
در بهمن ۳۰, ۱۳۸۴ ۳:۰۵ ب.ظ
حق با توئه! هیچ اتفاقی نیفتاد!
بعضی حرفاتو به طرز وحشتناکی دوست دارم!