<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: هراس</title>
	<atom:link href="http://miriaam.com/1384/10/%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://miriaam.com/1384/10/%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3/</link>
	<description>جایی برای «او»ی در پس نقاب</description>
	<lastBuildDate>Sat, 14 Jan 2012 11:39:07 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1.4</generator>
	<item>
		<title>با: سیا و ش</title>
		<link>http://miriaam.com/1384/10/%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3/comment-page-1/#comment-64</link>
		<dc:creator>سیا و ش</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://localhost/wp3/?p=13#comment-64</guid>
		<description>راهی که برای رسیدن به هدفی باشه....هیچموقع تاریک نخواهد بود...غبار از&lt;br&gt;چشمهایت پاک کن....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راهی که برای رسیدن به هدفی باشه&#8230;.هیچموقع تاریک نخواهد بود&#8230;غبار از<br />چشمهایت پاک کن&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سکوت</title>
		<link>http://miriaam.com/1384/10/%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3/comment-page-1/#comment-63</link>
		<dc:creator>سکوت</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://localhost/wp3/?p=13#comment-63</guid>
		<description>این نقابها را دیگر نمی توان شکست . . .&lt;br&gt;می بایست خود را خرد کرد.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این نقابها را دیگر نمی توان شکست . . .<br />می بایست خود را خرد کرد.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر</title>
		<link>http://miriaam.com/1384/10/%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3/comment-page-1/#comment-62</link>
		<dc:creator>امیر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://localhost/wp3/?p=13#comment-62</guid>
		<description>آری زیباست .. و چه روح ها بسیارند که در پس نقاب هایشان کرختی مخملی را تجربه میکنند و در ژرفای تن هایشان بوی تعفن را استشمام می کنند و انگار که دیری است با آن خو گرفته اند &lt;br&gt;زیباست که روح را در افق نگاه به پرواز در آورد و بعد از واپس زدن تمامی نقاب ها دنیای برهنگان را تجربه کرد و در میان این برهنگان رقصی حیرت آور را به دیدگان نشاند ..به شرطی که در رقصت هم برهنگی وجود را پدیدار کنی&lt;br&gt;و چه نقاب ها بسارند که با چهره ها پیوند خورده اند و بعد از شکستن تمامی نقاب ها عمقشان را در ژرفا میبرند ..اینان نقاب های تعفن بر انگیز روحند ...ولی افسوس که با بسیاری از روح ها پیوندی عمیق دارند و خرد کردنشان کاری است  بس دشوار &lt;br&gt;&lt;br&gt;امیدوارم که متوجه شده باشی میریام جان &lt;br&gt;باز هم از ابراز احساسات ادبی ات شعف مندم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آری زیباست .. و چه روح ها بسیارند که در پس نقاب هایشان کرختی مخملی را تجربه میکنند و در ژرفای تن هایشان بوی تعفن را استشمام می کنند و انگار که دیری است با آن خو گرفته اند <br />زیباست که روح را در افق نگاه به پرواز در آورد و بعد از واپس زدن تمامی نقاب ها دنیای برهنگان را تجربه کرد و در میان این برهنگان رقصی حیرت آور را به دیدگان نشاند ..به شرطی که در رقصت هم برهنگی وجود را پدیدار کنی<br />و چه نقاب ها بسارند که با چهره ها پیوند خورده اند و بعد از شکستن تمامی نقاب ها عمقشان را در ژرفا میبرند ..اینان نقاب های تعفن بر انگیز روحند &#8230;ولی افسوس که با بسیاری از روح ها پیوندی عمیق دارند و خرد کردنشان کاری است  بس دشوار </p>
<p>امیدوارم که متوجه شده باشی میریام جان <br />باز هم از ابراز احساسات ادبی ات شعف مندم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: میریام</title>
		<link>http://miriaam.com/1384/10/%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3/comment-page-1/#comment-61</link>
		<dc:creator>میریام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://localhost/wp3/?p=13#comment-61</guid>
		<description>مریم . . .&lt;br&gt;ممنون&lt;br&gt;بخاطر امید&lt;br&gt;بخاطر ایمان . . .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مریم . . .<br />ممنون<br />بخاطر امید<br />بخاطر ایمان . . .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: mariam</title>
		<link>http://miriaam.com/1384/10/%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3/comment-page-1/#comment-60</link>
		<dc:creator>mariam</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://localhost/wp3/?p=13#comment-60</guid>
		<description>سلام&lt;br&gt;نمی دانم. &lt;br&gt;راهی را به امیدی شروع کردم . . . با هدفی. &lt;br&gt;قدم به راهی گذاشتم که همه سیاهی بود و بس. نه نشانی، نه ردی و نه سرمنزلی. &lt;br&gt;حال هدف و امید رفته است و تنها راه مانده بس طولانی، بی انتها. &lt;br&gt;&lt;br&gt;این بخش از مطلبت ......... نمی دونم چی بگم فقط می گم که خیلی به دلم نشست شاید قراره تو اینجا از قلب امیدوار من بنویسی از قلبی که حالا ......&lt;br&gt;وای میریام زیبا می نویسی زیبا و زیبا .....&lt;br&gt;همیشه لبخند رو لبات باشه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />نمی دانم. <br />راهی را به امیدی شروع کردم . . . با هدفی. <br />قدم به راهی گذاشتم که همه سیاهی بود و بس. نه نشانی، نه ردی و نه سرمنزلی. <br />حال هدف و امید رفته است و تنها راه مانده بس طولانی، بی انتها. </p>
<p>این بخش از مطلبت &#8230;&#8230;&#8230; نمی دونم چی بگم فقط می گم که خیلی به دلم نشست شاید قراره تو اینجا از قلب امیدوار من بنویسی از قلبی که حالا &#8230;&#8230;<br />وای میریام زیبا می نویسی زیبا و زیبا &#8230;..<br />همیشه لبخند رو لبات باشه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://miriaam.com/1384/10/%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3/comment-page-1/#comment-59</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://localhost/wp3/?p=13#comment-59</guid>
		<description>گاهی تنهایی زن آپارتمان شهرک سیمانی را دارم که اگر هیچ گاه تنم را برهنه نکردم دارم تازیانه برهنه نمودن اندیشه ام را میخورم. صدایی آمرانه از پشت سیم به من می گوید چه ساعتی بیایم و بس. کودکم را به سینه میگیرم.....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گاهی تنهایی زن آپارتمان شهرک سیمانی را دارم که اگر هیچ گاه تنم را برهنه نکردم دارم تازیانه برهنه نمودن اندیشه ام را میخورم. صدایی آمرانه از پشت سیم به من می گوید چه ساعتی بیایم و بس. کودکم را به سینه میگیرم&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صد سال تنهایی</title>
		<link>http://miriaam.com/1384/10/%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3/comment-page-1/#comment-58</link>
		<dc:creator>صد سال تنهایی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://localhost/wp3/?p=13#comment-58</guid>
		<description>وب لاگ دری به سوی روشنایی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>وب لاگ دری به سوی روشنایی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: میریام</title>
		<link>http://miriaam.com/1384/10/%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3/comment-page-1/#comment-57</link>
		<dc:creator>میریام</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://localhost/wp3/?p=13#comment-57</guid>
		<description>خشایار:&lt;br&gt;اما این برهنگی به چه بهای سنگینی به دست میاد. خیلی سنگین. امیدوارم همیشه ارزشش رو داشته باشه . . .&lt;br&gt;منم خوشحال میشم بیشتر باهات آشنا بشم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خشایار:<br />اما این برهنگی به چه بهای سنگینی به دست میاد. خیلی سنگین. امیدوارم همیشه ارزشش رو داشته باشه . . .<br />منم خوشحال میشم بیشتر باهات آشنا بشم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خشایار</title>
		<link>http://miriaam.com/1384/10/%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3/comment-page-1/#comment-56</link>
		<dc:creator>خشایار</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://localhost/wp3/?p=13#comment-56</guid>
		<description>به راستی که چه زیباست برهنگی ... و زیباتر آنگاه که روح برهنه باشد!&lt;br&gt;پست آخر رو کاملن پر و با محتوا نوشتی ... من که بعد از مدت ها وبلاگ جدیدی دیدم و لذت فراوان بردم...&lt;br&gt;امید دارم که همواره در حال گشودن راه های جدید باشی !</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به راستی که چه زیباست برهنگی &#8230; و زیباتر آنگاه که روح برهنه باشد!<br />پست آخر رو کاملن پر و با محتوا نوشتی &#8230; من که بعد از مدت ها وبلاگ جدیدی دیدم و لذت فراوان بردم&#8230;<br />امید دارم که همواره در حال گشودن راه های جدید باشی !</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: علی</title>
		<link>http://miriaam.com/1384/10/%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3/comment-page-1/#comment-55</link>
		<dc:creator>علی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://localhost/wp3/?p=13#comment-55</guid>
		<description>واااااای از روزی که هدف و امید از دست بره.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>واااااای از روزی که هدف و امید از دست بره.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

